تبلیغات
تمام ناتمام من - منتظرت بودم
منتظرت بودم

شب به گلستان تنها منتظرت بودم

باده نا کامی در هجر تو پیمودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم

وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه

ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه

غمها به سر آمد

زنگ غم دوران از دل بزدودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

پیش گلها  شاد و شیدا

می خرامید آن قامت موزونت

فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت

در آن عشق و جنون مفتون تو بودم

اکنون از دل من بشنو تو سرودم

منتظرت بودم  منتظرت بودم

منتظرت بودم منتظرت بودم

خواننده : داریوش رفیعی


نوشته شده توسط : تنهادر دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 03:07 ق.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره