تبلیغات
تمام ناتمام من - این موج سینوسی
این موج سینوسی

امشب  چه  دلتنگـــــم   اگـر  باران  نبــــارد

این روح وحشی ســـر  به  دریا می گــــذارد

گم کرده ای دارم که می دانم همین جاست

می گـــردم  اما   هیــــــچ   آثــاری  نـــــــدارد

ای غفلت پیوستـــــه ! هنــگام هبــوط  است

این نوح ما را هـــم به طوفــــــان می سپــارد

ای لاله چنـــدی  ســـرخ  رو  بودی  ولی  یار

می خواهـــــــد امشب در دلت داغــــی بکارد

از عشق پرسیدی ! چه آشــوب غریبی است

این مـــوج سینوســـی که میـــــرایی نـــدارد!

شعر از قیصر امین پور


نوشته شده توسط : تنهادر دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 03:07 ق.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره