تبلیغات
تمام ناتمام من - خواب
خواب

یک روز صبح

       با صدای زنگ در خانه

                     از خواب بر می خیزم

سراسیمه و ژولیده

به سمت در می دوم

           در را که باز می کنم

                تو را پشت در می بینم

و تازه آنوقت است که می فهمم

همه ی عذاب و هجر و انتظارم خواب بوده است


نوشته شده توسط : تنهادر دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 03:07 ق.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره