تبلیغات
تمام ناتمام من - زندگی
زندگی

غنچه با دل گرفته گفت:

" زندگی،

لب زخنده بستن است

گوشه ای درون خود شکستن است "

گل به خنده گفت :

" زندگی شکفتن است

با زبان سبز، راز گفتن است "

گفتگوی غنچه و گل

از درون باغچه باز هم به گوش می رسد ...

تو چه فکر می کنی ؟

راستی کدام یک درست گفته اند ؟

من که فکر می کنم

گل به راز زندگی اشاره کرده است.

هر چه باشد؛ او گل است.

گل یکی دو پیرهن،

بیشتر زغنچه پاره کرده است

شعر از قیصر امین پور


نوشته شده توسط : تنهادر دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 04:07 ق.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره