تبلیغات
تمام ناتمام من - ترانه وقتی نیستی
ترانه وقتی نیستی

وقتی نیستی خونمون با من غریبی می کنه

دل اگه میگه صبورم خود فریبی می کنه

صدای قناری محزون و غم آلود میشه

واسه من هر چی که هست و نیست نابود میشه


وقتی نیستی گلهای باغچه نگاهم می کنن

با زبون بسته محکوم به گناهم می کنن

گلها میگن که با داشتن یه دنیا خاطره

چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره!


وقتی نیستی همه ی پنجره ها بسته میشن

با سکوت تو خونه قناری ها خسته میشن

روز واسم هفته میشه هفته برام ماه میشه

نفسهام به یاد تو یکی یکی آه میشه


وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه

نمی دونی چقدر دلم برات تنگ میشه

 خواننده :  معین


نوشته شده توسط : تنهادر دوشنبه 18 تیر 1386 و ساعت 04:07 ق.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره