تبلیغات
تمام ناتمام من - تقدیم به ماهی قرمز کوچولو
تقدیم به ماهی قرمز کوچولو

همزبون خوب من، یه ماهی قشنگ بود

ولی امروز می دونم، دلش همیشه تنگ بود

ماهی تنگ بلور، سنگ صبور من بود

زندون تنگ ماهی، تنگ بلور من بود

چشماش یه حرفی میزد، انگار یه چیزی کم داشت

اون پولکای روشن، رنگ غبار غم داشت

 

با سر به شیشه میزد، دور خودش می چرخید

گم میشد اشکاش تو آب، چشمای من نمی دید

وای که نمی دونستم تاب قفس نداره

یه روز رفتم سراغش، دیدم نفس نداره

براش گریه میکردم ولی چشماش نمی دید

انگار تو اون لحظه ها خواب دریا رو می دید

انگار می گفت که ماهی، توی دریا قشنگه

ماهی تنگ بلور، یه ماهی دلتنگه

خواننده حامی


نوشته شده توسط : تنهادر یکشنبه 21 مرداد 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره