تبلیغات
تمام ناتمام من - باز پاییز است
باز پاییز است

باز پاییز است...

باز این دل از غمی دیرینه لبریز است

باز می لرزد به خود سرشاخه های بید سرگردان

باز می ریزد  فرو بر چهره ام باران

 

باز رنجورم، خداوندا، پریشانم

باز می بینم که بی تابانه گریانم

 

باز پاییز است...

باز این دنیا غم انگیز است

باز پاییز است و هنگام جدایی ها

باز پاییز است و مرگ آشنایی ها

شعر از هما میرافشار


نوشته شده توسط : تنهادر جمعه 27 مهر 1386 و ساعت 12:10 ب.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره