تبلیغات
تمام ناتمام من - ارزش انسان
ارزش انسان

دشتها آلوده ست

در لجن زار گل لاله نخواهد رویید

در هوای عفن آواز پرستو به چه كارت آید ؟

فكر نان باید كرد       و هوایی كه در آن          نفسی تازه كنیم

گل گندم خوب است     گل خوبی زیباست

ای دریغا كه همه مزرعه دلها را      علف هرزه ی كین پوشانده ست

هیچكس فكر نكرد        كه در آبادی ویران شده دیگر نان نیست

و همه مردم شهر         بانگ برداشته اند       كه چرا سیمان نیست

 و كسی فكر نكرد      كه چرا ایمان نیست

و زمانی شده است     كه به غیر از انسان     هیچ چیز ارزان نیست

شعر از حمید مصدق


نوشته شده توسط : تنهادر شنبه 22 دی 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره