تبلیغات
تمام ناتمام من - از یک دوست
از یک دوست

سلام خدمت همه دوستان و عرض معذرت به خاطر تأخیر وغیبت طولانی. اما یه خبر خوب (حد اقل برای من):

من و صاحب دلم روز 6 فروردین امسال همزمان با سالروز تولد پیامبر عزیزمون بالاخره به هم رسیدیم.

این شعر رو هم آقا مجید - دوست عزیزم - زحمتش رو کشید که واقعاَ ازش ممنونم.

مجید کریمی هر جا باشی و باشم به یادتم.

 

 

با یکی بود یا نبود

قصه می شود شروع

قصه ای که دست سرنوشت می زند رقم

یا که دست های ما

بعد از این "من وتو" می رویم

و"ما" میان جمله هایمان

خانه می کند

"ما" که از من و تو جمع می شود

"ما" که از من تو رنگ می شود

حرف؛

از "من و تو" نیست

لحظه، لحظه های "ما"ست

و "ما"، خانه ایست

برای لحظه های ناب مان

سقف خانه روی گرده های من

ستون به سقف خانه استخوان من

روح خانه تو

لحظه های عاشقانه مال ما

روزهای پر ترانه مال ما

درون چشم های من

روی ماه تو

برق چشم های تو

ماهتاب من

سنگلاخ زندگی

بوته ی امتحان ما

خانه امید مان

همیشه سبز باد

 

 

 

واقعاَ دستت درد نکنه


نوشته شده توسط : تنهادر پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 و ساعت 12:05 ب.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره