تبلیغات
تمام ناتمام من - ناز نشسته با طرب
ناز نشسته با طرب

پیش رخ تو ، ای صنم ! کعبه سجود می کند

در طلب تو آسمان جامه کبود می کند

حسن ملائک و بشر جلوه نداشت این قدر

عکس تو می زند در او : حسن نمود می کند

ناز نشسته با طرب ، چهره به چهره ، لب به لب

گوشه ی چشم مست تو گفت و شنود می کند

ای تو فروغ کوکبم تیره مخواه چون شبم

دل به هوای آتشت این همه دود می کند

در دل بینوای من عشق تو چنگ می زند

شوق به اوج می رسد ، صبر فرود می کند

آن که به بحر می دهد صبر نشستن ابد

شوق سیاحت و سفر همره رود می کند

دل به غمی فروختم ، پایه و مایه سوختم

شاد زیان خریده ای کاین همه سود می کند

عطر دهد به سوختن ، نغمه زند به ساختن

وه که دل یگانه ام کار دو عود می کند

مطرب عشق او به هر پرده که دست می برد

پرده سرای سایه را پر ز سرود می کند


نوشته شده توسط : تنهادر چهارشنبه 4 دی 1387 و ساعت 04:49 ب.ظ نظر ها () || [لینك مطلب]

نوشته های پیشین

خدا کسی است که ...
راز دل
با مرگ زندگی كن و با زندگی بمیر
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
جادو
فوت و فن عشق
ناز نشسته با طرب
یادداشت های گم شده
اگر عشق نبود
اشتباه فرشتگان
از یک دوست دیگر
عهد آدم
از یک دوست
ارزش انسان
پنجره